هموطنم
براي ايران مي آيم
براي آزادي
براي جسارتي كه تو اي مير ، به من دادي
براي اشك گوشه چشمان مادر ندا
براي چهره شجاع مادر سهراب
براي تن سوخته خواهرم ترانه
براي تنهايي تنهاي شيخ شجاع
براي خاطر غروري كه با تجاوز شكست
براي زيدآبادي كه طعم تلخ قبر را چشيد
براي تو بانويي كه زخمي چنگال بي رحم اين استبدادي
براي كودكان و مردان و زناني كه از فقر و بدبختي ، دست به گدايي ميزنند
براي خودم و خودت كه که زندگیمان را بر باد داده اند
براي تو كه درد دين داري و براي تو كه از واژه خدا هم بيزاري
براي آنانكه كه عاشق ايرانند
براي آنانكه ميسوزند و حتي نميدانند
وقتي كه آمدم ، تعداد يارانم را نميشمارم
من ، عاشورا ، مي آيم ! 
اگر لازم بود تنهاي تنها