جمهوري چيست و چرا جمهوري نبايد هيچ برچسبي از جمله دموكراتيك ، لائيك و غيره بخورد ؟
{ مردم ايران بايد به عنوان شهروند عمل كنند و اقلا به خود اين خفت و خواري را نپذيرند و نروند پاي اين صندوقي كه رفتن پاي آن ، يعني من عاری هستم از انسانيت ! }
وقتي آقاي خميني گفت جمهوري اسلامي ،ولايت با جمهور مردم است ، يعني حد و مرز ها را برميدارد و هر ايراني با هر تفكري كه باشد ، شهروند تلقي ميگردد و خود نماد جمهوريت است ولي بعد در عمل ديديم كه اينطور نيست و پشت سر هم حدو مرز و تبعيض در كارآمد . اول ولايت فقيه و سپس نظارت فقيه سپس خودي و غير خودي وغيره
چنين تجربه اي باعث شده است كه مردم بدانند وقتي بگويند جمهوري اسلامي يعني نه جمهوري است نه اسلامي
اما جمهوري دموكراتيك
به عنوان مثال جمهوري دموكراتيك خلق كره
بنابر تعريف اين گونه است كه در چنين حكومتي ديكتاتوري طبقه كارگر و در حقيقت نمايندگان اين حزب برقرار است
آقاي خميني در فرانسه جمهوري اسلامي دموكراتيك هم گفت و در پاسخ به سوالات گفتند مثل فرانسه اما محصول تفكر ايشان جمهوري اسلامي بود و معلوم كرد كه ملت ايران ولايت نداشته و شهروند نيستند همانطور كه در نظام هاي سلطنتي مردم رايت شاه به حساب ميايند
پس جمهوري به اصطلاح دموكراتيك هم امتحان خود را در اروپاي شرقي و روسيه و كشورهاي آسيايي داراي رژيم كمونيستي پس داده است و مشخص شده است كه در اين حكومت ها بنا نيست جمهور مردم شهروند تلقي شوند
صفت ملي
مثل جمهوري عراقي ، جمهوري بعث سوري ، جمهوري مصري
خود ما شاهد آن تصفيه ها در عراق بوده ايم كه مردمي با چندين نسل سابقه زندگي در عراق و سكونت در اين كشور ، به اين عنوان كه شما چند نسل قبل ايراني بوده ايد از كشور عراق اخراج شدند ، در نتيجه واژه ملي جمهوري را نفي ميكند و هنگامي كه شما بگوييد جمهوري ايراني ايجاد مرز ميكند . فرض كنيد در چنين حكومتي يك قوم را به عنوان غير ايراني بودن از كشور اخراج كند و گروهي كه صاحب قدرت است به سادگي ميتواند تعريف مورد علاقه خود از ايراني را ارائه دهد .
جمهوري در اصل براي برداشتن مرزهاست و برقرار كردن صلح اجتماعي و برخوردار كردن انسان ها از استقلال و آزادي خودشان به عنوان شهروند و بنا را بر رابطه دوستي و ارتباط دوست با دوست قرار دادن
خودجمهوري چيست ؟
اگر بگويند جمهوري ايران حرف صحيحي است و حد مرزي با خارج ايران برقرار ميشود كه به طور قراردادي وجود دارد و حوزه حاكميت يك ملت را مشخص ميكند چنان كه ميگويند جمهوري فرانسه ، جمهوري امريكا كه اين قابل فهم و درست است به شرطي كه همين تعيين كننده حدود حاكميت يك ملت باشد
جمهوري چيست ؟
در نظام هاي ديگر سياسي شهروند تحقق نداشت و قدرت از آن يك گروه نخبه بود و جامعه در كنار آنكه از قدرت محروم بود ، حامي آن اقليت هم به شمار ميرفت ، اگر سلطنتي بود نمادش ميشد شاه و بقيه مردم زيردستان و رايت او به شمار ميامدند و او صاحب ولايت مطلقه بر مردم بود ، در نظام هاي استبدادي فراگير هم چنين وضعيتي به شكل شديدتر وجود دارد ، مثل نازيسم و فاشيسم و استالينيسم ، در نظام ولايت فقيه هم كه جلوي چشم مردم است و نيازي به توضيح ندارد .
پس جمهوري چه ميخواهد بگويد ؟
ميخواهد بگويد براي آنكه جامعه خوب اداره شود بايد همه مردم به طور برابر و برادر خواهرانه به عنوان شهروند در اداره امور شركت كنند .
شهروند كيست ؟
شهروند كسي است كه :
يك : استقلال دارد يعني تصميم را خودش ميگيرد
دو : آزادي دارد يعني نوع تصميم را هم خود او انتخاب ميكند
سه : حقوقمند است به عنوان انسان
همه افراد يك جامعه ، صرف نظر از سن ، قوميت ، جنسيت ، غنا و فقر ، شهروند به حساب مي آيند ، البته اين همه جمهوريت نيست و در چنين فضايي انواع رابطه ها بين انسان ها برقرار ميشود .
در اصل دو رابطه كلي وجود دارد :
رابطه بر اساس قوا كه در آن هركس بر اساس منافع خود با ديگري رابطه برقرار ميكند و هيچكدام به قلمرو ديگري تجاوز نميكنند
رابطه آزاد كه در آن قدرت نقشي ندارد مثل رابطه دوستي و رابطه اي كه دو فرد براساس حقوق ذاتي برقرار ميكنند
جمهوري چنين رابطه ايست و به اين جهت است كه مرزهاي قومي ، مالي و جنسي را از ميان برميدارد . افزون بر اين ها ، هر انسان در مقام شهروند ، نماد يك نوع از اداره ، رهبري و مديريت است يا يك نوع از امامت ، به اين معني كه الگو است و در آينده قرار ميگيرد و در حال عمل ميكند . { اين كلمات را رژيم ضايع كرده است كه تقصير كلمه نيست بلكه تقصير استبداد است . }
جمهوري اين نيست كه مردم بگويند ما وظيفه اي نداريم جز آنكه برويم پاي صندوق رايي بدهيم و عده اي را انتخاب كنيم و آنها بروند هر تصميمي كه لازم ميدانند بگيرند ، نه اين جمهوري نيست ، اين حتي دموكراسي در عرصه انتخاب هم نيست كه امروز در غرب رايج است . در چنين روشي منتخب ميشود جايگزين انتخاب كننده در گرفتن تصميم و در انتخاب نوع تصميم و انتخاب كننده هم استقلال را از دست ميدهد و هم آزادي را ، مگر آنكه كانديداها برنامه اي اعلام كنند و مردم به برنامه راي داده و منتخبين دقيقا به برنامه عمل كنند كه ميبينيم در بسياري كشورها اين گونه نيست و حتي در كشوري مثل فرانسه هم قدرت در ميان نخبگان دست به دست ميشود ، اين ها نقص هايي است كه به دموكراسي هم ميتواند وارد شود ، لذا بايد همواره راهكارهايي باشد تا دموكراسي از پاي در نيايد .
پس تحقق جمهوري به آن است كه اعضاي جامعه در رهبري دخالت داشته باشند و هرشهروندي مسئول است چون آزاد و مستقل و حقوقمند تلقي ميشود
تمام جامعه در برابريك نفر مسئول است و يك نفر در برابر تمام جامعه و همه جامعه در برابر وطن
در جامعه بايد هر عضو خود را مسئول و شهروند بداند و اگر نداند ميشود برده زور ، شكل ديگري هم ندارد زيرا جاي خالي را همواره زور پر ميكند ، اگر مردم به عنوان شهروند خود را مسئول بدانند و در خير و شر جامعه خود دخالت كنند جايي براي استبداد نخواهد ماند .
اگر مردم اين خلا را پرنكنند و بازهم بروند پاي صندوق راي بدهند در واقع پذيرفته اند هر بلايي سرشان بيايد آماده اند ، چون خودشان رفته اند و راي داده اند
آنهايي كه ميروند پاي صندوق و راي ميدهند ، حق ندارند بگويند كه چرا تورم روز افزون است و چرا ايران تهديد به جنگ ميشود يا چرا تحريم ها كمرشكن است .
پاسخ تمام اين چراها آن است كه شما مردم ايران نخواسته ايد جمهور باشيد يعني فرد فرد شما با هم رابطه آزاد و خالي از زور داشته باشد ، جمهوري در الگوي خالص يعني شيوه اي از اداره كه در آن زور نقشي ندارد .
پس مقصر بزرگ مردمي هستند كه چون به وظيفه شان عمل نميكنند ، آن خلا را زور پر ميكند
مردم ايران بايد به عنوان شهروند عمل كنند و اقلا به خود اين خفت و خواري را نپذيرند و نروند پاي اين صندوقي كه رفتن پاي آن ، يعني من عاری هستم از انسانيت !
اما در كنار چنين موضوعي مقصر اول روحانيون هستند زيرا كه مسئول بوده اند كه بگويند اين اسلام نيست و اينكه مردم از شما حمايت نميكنند ، دليل نميشود و هيچ بهانه اي نداريد
مقصر دوم ، شما افراد سپاه پاسداران هستيد در هر مقام و مسئوليتي كه باشيد زيرا كه شما ستون فقرات اين استبداد هستيد .
آيا يادتان رفته است كه در جنگ هشت ساله در مرز ها شلوغ ميكرديد و وقتي به شما ميگفتند ، ميگفتيد هيچكس به ايران حمله نميكند ؟ { همان بازي كه امروز ميكنيد }
مقصر سوم هركسي است كه درون اين حكومت كار سياسي ميكند با هر نامي اصولگرا يا اصلاح طلب
بني صدر
منبع : مصاحبه آقاي بني صدر
http://www.4s.io/mp3/_Li885lp/Banisadr90-10-23
بازگردان به حالت نوشتاري از صفحه تحريم انتخابات در فيسبوك :
https://www.facebook.com/tahrim.sabz
