نامه ای انتقادی براي دوست بسیار محترم جناب اردشیر امیر ارجمند و دیگر دوستان شورای راه سبز امید.
عدالت عدالتیان.
اختصاصی وبگاه «اتحاد ملی» در فیس بوک.
به عنوان یک نظامی و یک ایرانی معتقد به جنبش سبز ملی ایران، و یک ارتشی زمان جبهه با سابقه 5 سال حضور در یک نیروی امداد و ضربت تکاوران تیپ 55 هوابرد شیراز، و به عنوان دوستار قلبی مبارزه مظلومانه مردم کشورمان بر علیه خلافت استبدادی علی خامنه ای و شرکای دزد و خائنش مزاحم اوقات شما میگردم.
نوری زاد بزرگ ، با به وجود آوردن «کمپین نامه نویسی» ، باعث تحرک اجتماعی پویایی شد.میخواهم از روش ایشان استفاده نموده و به نوبه خود ، در کنار دیگر بزرگواران شورای ادمين وبگاه » اتحاد ملی» در فیس بوک نامه ایی به شما بنویسم.امید است که نظرات انتقادی بنده را پذیرا باشید ، و بنده را همواره دوستدار خود، و دیگر اعضای محترم شورای راه سبز امید بدانید.
در استانه حماسه 25 بهمن 89 قرار داریم ، روزی که پشت علی خامنه ای بدون شک لرزید، و متعجب و شوکه شده از نیروی مقاومت مردمی در خیابان ها ، تمام توان خود را برای سرکوب بسیج نمود.
از آغاز مبارزه مظلومانه مردم شریف و بزگوارمان بر علیه استبداد در 22 خرداد 88 ، تا 25 بهمن 89 ، علی خامنه ای و شرکای جنایتکارش ، با بهره وری از تمام امکانات سرکوب خود برای نابود کردن جنبش سبز ملی ایران کمر همت بسته بودند تا بتوانند با به قتل رساندن ستاره های جاودان و گل هاي پرپر شده سبز ، سرکوب، ارعاب ، شکنجه و بی حرمتی ، این حرکت اکثریت مردم ايران را به زانو دربیاورند.
کار به جایی رسیده بود که او حتی جنبش سبز ملی ایران و یارانش را مسخره مینمود.
حماسه جاودان 25 بهمن 89 اما ، درسی به او داد که هرگز فراموشش نخواهد کرد ، و از آنروز دیگر جرات مسخره کردن ندارد ، و هم اکنون یک سال تمام است که هر روزش را در آماده باش کامل به سر میبرد چون نمیداند این آتش خانمان سوز نفرت اجتماعی ، کی همانند اتشفشان دماوند منفجر گردد ، و مذابه هایش او و رژیم استبددادیش را در زیر خود مدفون کند.
در آنزمان بدیهی بود که علی خامنه ای و حشره های دور و برش از سپاه و بسیج و یا ملاموشی های جنایتکارش چون احمد جنتی ، مصباح یزدی و احمد خاتمی ، دیوانه وار دست به بدترین جنایات بزنند ، تا ارتباط یاران عزیز و بزرگوار جنبش سبز ، میر حسین موسوی ، مهدی کروبی ، دکتر رهنورد و خیلی های دیگر را با بدنه جنبش قطع کنند.
شاید برای همین هم بود که میر حسین عزیز قبل از اسارتش، تقریبا هر روز بیانیه صادر میکرد ، راهکار مشخص مینمود ، تدابیر حفاظتی انجام میداد و مهمتر از همه انتقال یک صدا و «پیامبر «از جانب خود به خارج از کشور بود .
آن پیامبر شما بودید ، و مدال طلای افتخار هماهنگی حماسه 25 بهمن 89 هم به عنوان کارنامه بر سینه شما میدرخشید.
از همان آغاز ، انتظار همه ما از شما خیلی بیشتر از این بود ، زيرا آن کسی که مسئولیت میپذیرد ، همیشه زیر بار فشار است و شما ظاهرا مسئولیت را پذیرفته بودید.
درک بنده از همان آغاز از شما این بود که شما یک سخنران بسیار متین ، یک متفکر بسیار قدرتمند و مهمتر از همه یک دیپلمات مجرب و کارکشته هستید اما جنبش سبز ملی ایران چه در آن زمان و چه در امروز به یک جانشین فرماندهی احتیاج دارد نه یک دیپلمات، و به نظر بنده شما ان فرمانده نیستید.
خود شما بهتر از بنده میدانید که ما با یک دشمن کلاسیک طرف نیستیم و نمیتوانیم او را فقط با توسل به نافرمانی مدنی ، و نفرت خفته در شبکه های اجتماعی و یا نیش زدن های نقطه ایی در اینجا و آنجای جامعه وادار به عقب نشینی و شکست نمایم.
من نظریه شما و دیگر دوستان محترم شورا را درک میکنم که عقیده دارید یک مبارزه تمام عیار اجتماعی و سیاسی بر علیه استبداد حاکم در کشورمان ، باید ریشه های فراگیر در جامعه داشته باشد ، و نوع مبارزه نیز باید متفاوت باشد، اما آیا واقعا چنین است ؟
خیر چنین نیست.
واقعیت این است که جنبش سبز ملی ایران یک حرکت کاملا خودجوش بود و زیر بنای ایدئولوژیک و آموزشی نداشت ، جنبش سبز در حین مبارزه یاد میگرفت و آموزش میدید، که این هم یکی از ویژه گی هاي مردم بزرگوار ماست ، اول عمل میکنند ، بعد آموزش تئوریک میگیرند.
یک تفکر نظامی میگوید : مهم این نیست که دشمن تو در زمین نبرد چه میکند ، مهم این است که تو چه میکنی! و تا زمانی که تو صرفا «فقط» دفاع میکنی، تنها یک سوال وجود دارد و آن زمانی است که دشمن بر تو چیره خواهد شد . پس با تاکتیک خود دشمن نجنگ ، چرا که شاید او این تاکتیک را از خود تو بهتر بلد باشد.
همانگونه که قبلا عرض کردم، ما با یک دشمن کلاسیک روبرو نیستیم، او همه چیز را از دید نظامی و سرکوب میبیند ، تمام حرکتهایش بوی سرکوب و قهر کامل دارد . به هیچ قانون انسانی و اخلاقی پایبند نیست . هیچ ارزش معنوی برای او ثبات فکری و محک گذاری استراتژیک ندارد، و تمام شعارهای معنویش فقط حرف مفت است.
ایا میتوان با او از دریچه انسایت طرف شد ؟ آیا میتوان به صورت کلاسیک و آموزشی جلو رفت ؟ ایا میتوان صرفا با تکیه «ایسمی» و «مکتبی» با او برخورد کرد؟
از همه اینها گذشته ، ما از 25 بهمن 89 تا امروز به نیروهای فعال جنبش سبز ملی ایران چه داده ایم ؟ چه انتظاری از آنان داشته ایم؟ چگونه آنان را راهبردی و فعال نمودیم ؟ ایا فقط «درخواست کردن» و انتشار چند اعلامیه «نرم «، راه صحیح یک مبارزه تمام عیار در مقابل دشمنی چون علی خامنه ای و حشرات دور و برش است ؟
بنده فردي سیاسی و متفکری مثل شما نیستم ، اما آیا این مبارزه ، مبارزه «تفکرات» است ؟ یا بسیج بیرحمانه تمام امکانات موجود برای زدن ضربه های پیاپی فیزیکی و معنوی بر پیکر دشمن مستبد داخلی ؟
بنده خدمت شما عرض کنم که «ایرانی» همواره و در طول تاریخش ، آن زمانی که لازم بوده در سایه یک سرفرماندهی «مقتدر» و یک سازماندهی «مشرف بر اوضاع» طي یک حرکت کاملا قلبی ، و شور و هیجان ملی بر دشمنانش پیروز شده است.
واقعیت این است که شورای سبز راه امید و بخصوص شخص شما تاکنون برای داشتن یک سرفرماندهی مقتدر و یک سازماندهی همه جانبه و مشرف بر عمل برتر کار مفیدی انجام ندادید، و همین عمل باعث شد که دشمن هر روز پر رو تر شود، و به صورت خزنده همانند یک مارمولک بی مقدار پیشروی نماید، نه به این خاطر که او قوی است ، بلکه به نظر بنده حقیر فقط به این خاطر که ما هماهنگی عملیاتی و راهبردی نداشتیم.
ممکن است بفرمایید که جنبش سبز ، حرکتی است متفاوت از تفکرات نظامی و ستادی . ممکن است بفرماید که این جنبش «نرم» است، و یا اینکه اصلا فرمانده پذیر و مقتدر نیست.
اگر این گفته شما صحیح باشد ، پس من از شما سوال میکنم که معنی واقعی این جمله چیست که :» تسلیم این صحنه سازی های خطرناک نمیشویم .؟» انسان دقیقا در چه موقعی قرار است » تسلیم» شود ، شکست ؟ یا پیروزی ؟
در ثانی به عقیده بنده ، به جز حماسه 25 بهمن 89، جنبش سبز ملی ایران تاکنون فقط تدافعی عمل کرده است . این دفاع به چه قیمتی تمام شد و نتیجه اش امروز چیست ؟
لت پار شدن بهترین دانشجویان و جوانان مبارزمان ؟ از بین رفتن ستاره های درخشانی چون جاویدنامی همانند محمد مختاری ، که حتی یک نفره با رژیم طرف شد و با دستبد سبزش در مقابل نیروهای رژیم مانور میداد و با توجه به عملش ، شیر بیشه در مقابل شهامت این پسر جاوید نام موش هم نیست ؟
ما چند نفر دیگر همانند محمد مختاری داریم ؟ صد نفر ؟ ده هزار نفر ؟ بیش از 3 ملیون نفر ؟ ایا اینها نیرو نیستند ؟ به شرفم قسم که حتی هزار نفر چون محمد مختاری ، این رژیم را صد بار سرنگون میکنند اگر هماهنگی ستادی و سرفرماندهی مقتدر و با دیسپلین داشته باشند، چرا که مرگ یکبار ، شیون یکبار.
از اینها گذشته ، ما چقدر نیروی فعال ، مجرب ، متخصص ، با استعداد ، با دانش و سلحشور در همین شبکه های اجتماعی داریم که ارزوی مبارزه را دارند؟ هر کدام از اینان ، بخصوص جوانانشان ، آتشفشانی از قدرتمندی و پیشتازی هستند ، اگر هدف استراتژیک مشخص ، و به دست یافتنی را در مقابلشان قرار دهیم، و آنان را با تجربه و احساس مسئولیت پدرانه مان همراهی کنیم. مگر میر حسین موسوی نکرد ؟مگر او نشان نداد که میشود ؟
بنا بر این پیشنهاد میکنم که روش مبارزه را سریعا تغییر بدهید !
قدرت آتش سیاسی و مدنی را به صورت کاملا مقتدر روی نقطه ضعف دشمن متمرکز کنید.
گاهی از اوقات شمشیر به دست گرفتن ، مهمتر است تا قلم به دست گرفتن.
گاهی از اوقات خضوع و خشوع درویشانه ، حتی اگر در ظاهر زیبا باشد اما در زمان نبرد کاملا بیهوده است!
نگران این نباشیم که اینده گان ما را به خاطر اشتباهاتمان سرزنش کنند، بلکه هم اکنون صحیح عمل کنیم ، حتی اگر این به آن معنا باشد که «ابرویمان» برود ، چرا که ارزش آبرو به این نمی ارزد که ستاره های درخشانی چون نسرین ستوده ، مهدیه گلرو ، آریا ارام نژاد ، و خیلی های دیگر از جوانان این مرز و بوم در اسارت دشمن باشند و یا اینکه یکی مثل مهدی خزعلی به سیم آخر بزند ، همانگونه که جاوید نام هدی صابر بزرگوار زد.
آبرو ؟ در اینجا هیچ ارزشی ندارد ، و انسان فعال همیشه میتواند اشتباه کند اگر اشتباهاتش برای یک آرمان خیلی بزرگتر باشد . مهم این که انسان از اشتباهات آرمانیش درس مفید بگیرد.
دست آخر پیروزی مهم است و هیچکس از نیروی پیروز سوال نمیکند که به چه قیمتی پیروز شدی اما بر عکس کسی که شکست میخورد ، همیشه مورد سرزنش قرار میگیرد که آیا از همه امکاناتت استفاده صحیح بردی؟
آن چیزی که اهمیت دارد سعی ما است ، ارزشی است که برایش میجنگیم است.
از شما میخواهم که پس از خواندن این نوشتار مجسم کنید که چگونه توانستیم خرمشهر را از دشمن متجاوز پس بگیریم و رمز موفقیت آن عملیات قبل از اینکه نتیجه سلحشوری یگانهای عملیاتی ارتش و نیروهای مردمی باشد در اصل نتیجه تفکر ستادی و نقشه عملیاتی آن گمنامانی بود که با به کار گیری تخصص ستادی خویش عملی را باعث شدند که حتی امروز در بسیاری از دانشگاههای افسری کشورهای بزرگ دنیا به عنوان واحد مهم درسی آموزش داده میشوند.
روش باید تغییر داده شود ، کمر دشمن را باید خرد نمود، چرا که زمانش است!
با سلام و درود شایسته نظامی به روح بزرگوار تمامی جاوید نامان جنبش سبز ملی ایران از ندا تا هاله.
با تقدیم بهترین احترامات به مقاومت و سلحشوري تمامی اسرای مظلوم ایران در چنگال استبداد پشه صفت خامنه ایی .
با تقدیم بالاترین و معنویترین احترامات به فعالان جنبش سبز ملی ایران و دیگر نیروهای ملی ، فکری ، و حقوق بشری ایران جاودان.
با سپاس از مطالعه
کوچکتان ، عدالت عدالتیان.
صفحه اتحاد ملي در فيسبوك :
https://www.facebook.com/Hambastegi.Va.Shoghe.Etehad
